نحوه اندازه گیری قطر میدان دید و طول سلول در زیر میکروسکوپ

تعیین قطر میدان دید:

ابتدا یک خط کش پلاستیکی شفاف به طول تقریبی ۱۰ سانتی متری را مانند لام در روی صفحه ی میکروسکوپ بگذارید و با بزرگ نمایی کم میکروسکوپ درجاتش را بیابید در این حال خط کش را طوری در میدان دید حرکت دهید که لبه ی آن یعنی قسمت مدرج شده دقیقا در قطر دایره ی میدان دید واقع شود.

تعداد فواصل را که بر حسب میلی مترند بشمارید. بدین ترتیب قطر میدان دید میکروسکوپ با عدسی شیئی ضعیف بر حسب میلی متر به دست می آید چون واحد اندازه گیری های میکروسکوپی میکرون است قطر میدان دید بر حسب میکرون ( یک هزارم میلی متر) تعیین می شود حال لام محتوی سلول های بشره پیاز را روی صفحه ی میکروسکوپ بگذارید و در محل قطر تعداد سلول های دنبال همدیگر را بشمارید. آنگاه از تقسیم قطر میدان میکروسکوپ بر حسب تعداد سلول ها قطر تقریبی هر سلول بر حسب میکرون به دست آورید.

برای به دست آوردن قطر میدان دید با عدسی های قوی تر بزرگ نمایی عدسی  شیئی مورد نظر را بر بزرگ نمایی عدسی شیئی ضعیف تقسیم می کنیم. سپس قطر میدان دید با عدسی شیئی ضعیف بر عدد به دست آمده تقسیم می شود. مثلا اگر بزرگ نمایی های عدسی های شیئی ضعیف و قوی به ترتیب *۱۵ و *۴۵ باشند ۴۵ را بر ۱۵ تقسیم کنید تا عدد ۳ به دست آید. اگر قطر میدان دید با عدسی شیئی ضعیف۵/۱ میلی متر باشد این عدد را بر سه تقسیم کنید قطر میدان دید با عدسی شیئی ۴۵* به دست خواهد آمد.

به چند روش می توان طول یک سلول را در زیر میکروسکوپ اندازه گرفت:

1-مي توان مساحت مشخصي از يك بافت را بريده(مثلا 5 ميليمتر در 5 ميليمتر)سپس آن را در زير ميكروسكوپ مشاهده كرد و تعداد سلولها را در عرض بافت در زير ميكروسكوپ شمرد وبا يك تناسب اندازه متوسط يك سلول را پيدا نمود.مثلا اگر در عرض بافت 12 سلول وجود داشته باشد:

12 سلول        5 ميليمتر

1 سلول           ؟ميليمتر

2-مي توان بافت را در زير ميكروسكوپ قرار داد و سپس در وسط يك تكه كاغذ مربعي به ضلع مشخص(مثلا 5 ميليمتر)ببريم (سوراخي در وسط كاغذ ايجاد كنيم)سپس  كاغذ را در روي لام گذاشته در نتيجه فقط سلول هاي زير سوراخ وسط كاغذ قابل رويت هستند كه در نتيجه ابعاد مشخصي دارند .همانند روش بالا تعداد سلولها را در اين ابعاد مشخص شمرده و از تناسب براي محاسبه اندازه متوسط يك سلول استفاده مي كنيم.

3-در ميكروسكوپ هائي كه داراي شاريو و صفحه مدرج مي باشند مي توان براي تعيين اندازه نمونه زير ميكروسكوپ استفاده نمود بدين ترتيب كه ابتدا نمونه را در زير ميكروسوپ قرار داده و سپس با تنظيم پيچ هاي شاريو ضلع كناري يك سلول را مماس بر محيط ميدان ديد ميكروسكوپ قرار مي دهيم و از روي قسمت هاي مدرج صفحه ميكروسكوپ مختصات آن نقطه را يادداشت مي كنيم  سپس صفحه را آنقدر حركت مي دهيم كه سلول از روي ميدان ديد حركت نموده و ضلع مقابل به ضلع اول مماس بر محيط ميدان ديد ميكروسكوپ قرار گيرد حال مختصات نقطه جديد را يادداشت كرده و از مختصات اول كم مي كنيم عدد بدست آمده قطر آن سلول خواهد بود.

 4-از لامهاي مخصوص شمارش گلبول(لام هماسيتومتر)نيز مي توان براي اندازه گيري ابعاد سلول ها استفاده نمود.

5-ازلام هاي مخصوص مدرج نيز براي اندازه گيري ابعاد سلولها مي توان استفاده نمود.

6-حتي مي توان يك خط كش شفاف را در زير ميكروسكوپ قرار داد و تعداد سلولها را در بين خط هاي مشخصي از خط كش شمارش نمود كه البته دقت كمي دارد.

روش های جراحی کاتاراکت یا آب مروارید

 چه روش­هائي براي جراحي آب­مرواريد وجود دارد؟

1-Phaco(Phacoemulsification)

2- Extracapsular Cataract Extraction

3- MIC (Micro Incision ) ­

به طور كلي عمل آب­ مرواريد شامل خارج كردن عدسي كدر شده و در اغلب موارد كار گذاشتن لنز مصنوعي داخل چشمي به جاي عدسي طبيعي چشم است. با اين وجود در بعضي شرايط نادر ممكن است لنزي داخل چشم كارگذاشته نشود.

متداول ترين برش ايجاد شده براي انجام اين عمل، يك برش 3 ميلي­متري، يعني برشي كمتر از 3/1 سانتي­متر است. اين برش به دليل كوچك بودن احتياجي به بخيه و ترميم ندارد و پس از عمل خودبه ­خود بهبود مي­يابد.

جراح سپس يك دريچه دايره اي  در كپسول عدسي (غشاي بسيار نازكي كه عدسي را مي­پوشاند) ايجاد كرده كه اين فرآيند capsulorhexis  ناميده مي­شود كه اين عمل به دقت بسيار زيادي نياز دارد زيرا ضخامت كپسول عدسي 1000/4 ميلي­متر است.

در روش Phacoemulsification (فیکو) از امواج اولترا سونيك براي شكستن عدسي به ذرات ريزتر استفاده مي­شود. اين ذرات سپس با كمك يك لوله مكشي بيرون آورده مي­شوند. قسمت خلفي كپسول عدسي دست­نخورده در جاي خود باقي مي­ماند تا عدسي مصنوعي بر روي آن كار گذاشته ­شود.

در عمل فيكو عدسي داخل چشمي به صورت تاشو بوده و از طريق منفذ كوچك ايجاد شده به داخل چشم فرستاده مي­شود. اين عدسي در مجاورت كپسول خلفي باز شده و اندازه اپتيك آن به 6 ميلي­متر مي­رسد و به وسيله بازوهاي كناري كه به آنها haptic گفته مي­شود در داخل كپسول، محكم قرار مي گيرد. معمولا" براي ثابت نگاه داشتن عدسي­ها در داخل چشم احتياجي به بخيه وجود ندارد.

 روش Extracapsular cataract extraction زماني به كار مي­رود كه عدسي بسيار سفت  شده باشد و امواج به كار رفته در Phacoemulsification قادر به شكستن آن به ذرات ريزتر نباشند. در اين روش برشي در حدود 10 ميلي­متر در چشم ايجاد مي­شود و هسته عدسي به صورت يك تكه خارج شده و برش ايجاد شده نياز به بخيه دارد.

MICS يا Micro Incision surgery: در اين روش برش ايجاد شده براي تخليهء عدسي و انرژي مورد نياز براي شكستن عدسي به ذرات كوچكتر، هردو كمتر از روش Phaco بوده و احتمال بروز آستيگماتيسم پس از اين عمل بسيار كم است.

دستگاه عصبی  خودمختار

 

دستگاه عصبی اتونوم یا خودمختار

آن دسته از نورونهای حرکتی که فعالیت عضلات صاف، ترشح غدد ،ریتم قلب و در مجموع فعالیت ارگانهای احشایی را تنظیم می‌کنند تحت عنوان سیستم عصبی اتونوم شناخته می‌شوند. دستگاه عصبی اتونوم از تعداد زیادی گانگلیون اتونوم و دو نورون حرکتی در هر زنجیره به نام نورونهای پیش‌ گانگلیونی و پس گانگلیونی تشکیل شده است. نورنهای پیش گانگلیونی، نورونهایی هستند که جسم سلولی آنها در سیستم عصبی مرکزی قرار گرفته و اکسون آنها برای سیناپس با نورون بعدی تا گانگلیون امتداد یافته است.

نورونهای پس گانگلیونی، نورونهایی هستند که جسم سلولی آنها در گانگلیونی واقع شده و اکسون آنها تا ارگان عامل امتداد یافته و پایانه عصبی را تشکیل داده است. در نورون پیش گانگلیونی و پس گانگلیونی در محل گانگلیون با یکدیگر سیناپس می‌یابند. اعصاب حرکتی سیستم عصبی اتونوم از دو بخش سمپاتیک و پاراسمپاتیک تشکیل شده است.

اعصاب سمپاتیک

در بخش سمپاتیک، جسم سلولی نورون پیش گانگلیونی در شاخ جانبی (Lateral horn) نخاع قرار گرفته و اکسون آن به نام رشته پیش گانگلیونی پس از خروج از نخاع وارد گانگلیون سمپاتیک در مجاور مهره ها یا نزدیک احشا شده و با نورون پس گانگلیونی سیناپس حاصل می‌کند. اکسون نورون پس گانگلیونی به نام رشته پس گانگلیون به ارگان عامل ختم می‌‌گردد. در اعصاب سمپاتیک رشته پیش گانگلیونی معمولا کوتاه بوده رشته پس گانگلیونی بلند می‌باشد.

از آنجایی که اعصاب سمپاتیک در ناحیه سینه‌ای - کمری از نخاع خارج می‌شوند، به بخش سینه‌ای - کمری نیز موسوم هستند.در اعصاب سمپاتیک نوروترنسمیتر مترشحه از رشته پیش گانگلیونی
استیل کولین و از رشته‌های پس گانگلیونی ، نوراپی‌نفرین می‌باشد (ماده‌ای که از بخش مرکزیی غدد فوق کلیوی نیز ترشح می‌شود) و به همین دلیل اعصاب سمپاتیک را اعصاب آدرنرژیک نیز می‌نامند.

اعصاب پاراسمپاتیک

در بخش پاراسمپاتیک، همانند بخش سمپاتیک، جسم سلولی نورون پیش گانگلیون در شاخ جانبی نخاع قرار گرفته و اکسون آن به نام رشته پیش گانگلیونی وارد گانگلیون پاراسمپاتیک (معمولا در مجاورت  ارگان عامل) شده و با نورون پس گانگلیونی سیناپس حاصل می‌کند. اکسون نورون پس گانگلیونی به نام رشته پس گانگلیونی به فاصله کوتاهی پس از ترک گانگلیون به ارگان عامل ختم می‌گردد.

به این ترتیب در اعصاب پاراسمپاتیک بر خلاف اعصاب سمپاتیک رشته پیش گانگلیونی بسیار بلند و رشته پس گانگلیونی کوتاه می‌باشد.از آنجا که اعصاب پاراسمپاتیک در ناحیه جمجمه‌ای - خاجی از نخاع خارج می‌شوند، به بخش جمجه‌ای - خاجی موسوم هستند. در اعصاب پاراسمپاتیک نوروترنسمیتر مترشحه از رشته‌های پیش گانگلیونی و پس گانگلیونی،
استیل کولین است و به همین دلیل اعصاب پاراسمپاتیک را اعصاب کولینرژیک نیز می‌نامند.

تقسیم بندی شیمیایی سیستم عصبی خودمختار

بر اساس ماده میانجی آزاد شده می‌توان سیستم عصبی خودمختار را به بخشهای کولینرژیک و نورآدرنرژیک تقسیم کرد. نورونهایی که کولینرژیک هستند عبارتند از: کلیه نورونهای پیش عقده‌ای، نورونهای پس عقده‌ای پاراسمپاتیک از نظر تشریحی، نورونهای پس عقده‌ای سمپاتیک از نظر تشریحی که به غدد عرق عصب می‌دهند، نورونهای سمپاتیک از نظر تشریحی که روی عروق خونی عضلات مخطط ختم شده و هنگام تحریک موجب اتساع عروقی می‌شوند.

باقیمانده نورونهای پس عقده‌ای سمپاتیک نورآدرنرژیک هستند یا ظاهرا در مورد سلولهای آدرنرژیکی بافت عضله قلبی آدرنرژیک می‌باشند. قسمت مرکزی غده فوق کلیوی در اصل یک عقده سمپاتیک است که در آن سلولهای پس عقده‌ای آکسونهای خود را از دست داده و مستقیما نوراپی‌نفرین،
اپی نفرین و مقداری دوپامین را به داخل جریان ترشح می‌کنند. نتیجتا نورونهای پیش عقده‌ای کولینرژیکی که به این سلولها می‌روند به صورت اعصاب حرکتی ترشحی این غده در آمده‌اند.

تخلیه کولینرژیک

اعمال تولید شده توسط فعالیت بخش کولینرژیک سیستم عصبی خود مختار آن دسته از اعمالی هستند که با جنبه‌های نباتی زندگی روزمره سروکار دارند. مثلا عمل کولینرژیک با افزایش دادن فعالیت عضلات روده‌ای، افزایش دادن ترشح معدی و شل کردن اسفنگتر پیلور، موجب پیشبرد گوارش و جذب مواد غذایی می‌شود. به این دلیل و برای قرار دادن آن در مقابل عمل کاتابولیک بخش نورآدرنرژیک، بخش کولینرژیک گاهی سیستم عصبی آنابلیک نامیده می‌شود. این بخش از اعصاب باعث تنگ شدن مردمک چشم و انقباض مثانه می‌شود.

تخلیه نورآدرنرژیک

بخش نورآدرنرژیک در حالات فوریتی به صورت یک مجموعه واحد تخلیه می‌شود. اثرات این تخلیه ارزش قابل ملاحظه‌ای از نظر آماده کردن فرد برای مقابله با فوریتها دارند. به عنوان مثال، تخلیه نورآدرنرژیک تطابق را در چشمها شل کرده و مردمکها را گشاد می‌کند (به منظور ورود نور بیشتر به چشمها)، ضربان قلب را تند کرده و فشار خون را بالا می‌برد و رگهای خونی پوست را تنگ می‌کند (که خونریزی از زخمها را محدود سازد). تخلیه سمپاتیک باعث تقویت هوشیاری می‌شود و غلظت گلوکز و اسیدهای چرب آزاد خون را افزایش می‌دهد (به منظور تامین انرژی بیشتر)، بنابراین تخلیه سیستم عصبی سمپاتیک بر اثر فوریتها، بدن را آماده ستیز یا گریز می‌کند.

تشکیل دوره ضمن خدمت

به اطلاع همکاران گرامی می رسانیم که دوره ضمن خدمت با عنوان "بررسی و تحلیل روش تدریس زیست شناسی ۱ و آزمایشگاه" با کد ۹۲۱۰۰۱۰۴  از تاریخ پنج شنبه۳ آذر تشکیل می گردد.

استاد:جناب آقای دکتر میلادی

ساعت دوره:۴۰ ساعت

محل تشکیل کلاس ها: هنرستان معلم

زمان کلاس ها:پنج شنبه ها ساعت ۱۵ الی ۱۹ و جمعه ها ۸ الی ۱۲ و ۱۵ الی ۱۹

 

آنزیم های لیزوزومی

آنزیمهای لیزوزومی

آنزیمهای لیزوزومی عمل هیدرولازی دارند و ساختمان گلیکوپروتئینی دارند. این آنزیمها در PH اسیدی فعالند و PH مناسب عمل آنها حدود 5 - 4.5 است. در لیزوزوم انواع مختلفی از آنزیمهای هیدرولازی وجود دارند که تعدادی از آنها عبارتند از :

آنزیمهای هیدرولیز کننده پروتئین‌ها شامل پروتئاز و پپتیدازها. مثالهای این دسته از آنزیم‌ها عبارتند از کاتپسین ، کربوکسی پپتیداز A ، B ، C و گلوتامات کربوکسیلاز


*آنزیمهای هیدرولیز کننده لیپیدها مانند استرازها ، فسفولیپازها.

گلوسیدازها که بر روی مواد قندی اثر می‌گذارند مثل آنزیم آلفا 1 و 4- گلوکوزیداز ، بتا گلوکورونیداز ، آریل سولفاتاز A ، B بتا گالاکتورونیداز و آلفا مانوزیداز

آنزیمهای هیدرولیزکننده اسیدهای نوکلئیک مانند DNase ، RNase


فسفاتازها مثل اسید فسفاتاز ، فسفودی استراز ، فسفاتیدیک اسید فسفاتاز.

 

سنتز آنزیمهای لیزوزومی

سنتز آنزیمهای لیزوزومی با دخالت ریبوزومهای متصل به شبکه آندوپلاسمی و فرضیه پپتید نشانه است. گلیکوزیلاسیون این آنزیمها ضمن سنتز آنها در فضاهای شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار انجام می‌شود و پردازش آنها نهایتا پس از انتقال به دستگاه گلژی صورت می‌گیرد. آنزیمهای لیزوزومی دارای مانوز 6 - فسفات است که به عنوان نوعی نشانه برای انتقال آنها از شبکه آندوپلاسمی به دیکتیوزومها و سپس به لیزوزوم‌های اولیه است. مانوز 6-فسفات نشانگر یا علامت پروتئینهای لیزوزومی است.

 

ساختار غشای لیزوزوم

مطالعات نشان می‌دهد که گلیوکوپروتئین به مقدار زیاد در این غشاها وجود دارد. این پروتئین‌ها به شدت گلیکوزیله شده‌اند و بطور قابل توجهی در مقابل تجزیه توسط هیدرولازهای اسیدی ماتریکسی لیزوزوم مقاومند و لیزوزوها را به صورت یک مجموعه بسته نگه می‌دارد. غشای لیزوزوم قابلیت تلفیق با سایر غشاها را دارد و از مقدار زیادی لیستین تشکیل شده است. غشای لیزوزوم بوسیله آنزیمهای درون آن تا حدی گوارش می‌یابد. اما بطور دائم ترمیم می‌شود، این عمل نیاز به انرژی زیاد دارد و از آنجایی سلول مرده نمی‌تواند انرژی را تامین کند در نتیجه آنزیم‌های هیدرولازی درون لیزوزوم آزاد شده و سبب از بین رفتن اندامکها و خود سلول می‌شوند.

در غشای لیزوزوم پمپهای پروتئینی وابسته به ATP وجود دارند که با مصرف انرژی پروتون H+ را وارد لیزوزوم می‌کند تا محیط اسیدی با PH حدود 4.5 تا 5 ایجاد کرده و شرایط اسیدی برای آنزیم‌های هیدرولازی لیزوزوم فراهم و شیب PH را در غشای لیزوزوم برقرار نماید که نتیجه آن PH پایین‌تر از 5 در ماتریکس لیزوزوم است. از طرف دیگر تراکم یونهای H+ در مجاورت سطح درونی غشای لیزوزوم زیاد است و PH بسیار کاهش یافته و حتی تا حدود 2 می‌رسد و این PH پایین‌تر از PH مناسب برای فعالیت آنزیم‌های هیدرولازی لیزوزومی یعنی (PH (4 - 5 است. در نتیجه آنزیم‌های هیدرولازی لیزوزوم بر روی غشا خود تاثیر ندارند. یونها هم در این عمل محافظتی نقش دارند. سطح درونی لیزوزوم پوشش گلیکوپروتئینی دارد که از غشا محافظت می‌کنند.

 

عوامل مخرب غشای لیزوزوم

عوامل مختلفی سلامت و تمامیت غشای لیزوزوم را از بین می‌برد که عبارتند از :


       هورمونهای جنسی یا استروئیدها ، ویتامین‌های قابل حل در چربی ( A ، D ، E و K ) ، عده‌ای  از      آنتی بیوتیکها و برخی آنزیمهای تجزیه کننده از عوامل شیمیایی مخرب غشای لیزوزوم هستند. کورتیزول نقش پایدارکننده غشای لیزوزوم را دارد.


  • عوامل زیستی: مانند ویروسها ، عوامل روحی مانند تنش ، اضطراب ، شوک ، خستگی ، کار سنگین از عوامل مخرب غشای لیزوزوم هستند. آرامش روانی ، اکسیژن کافی و تغذیه مناسب از عوامل پایدارکننده غشای لیزوزوم می‌باشند.

 

انواع لیزوزوم

چهار نوع لیزوزوم در نظر گرفته می‌شود که اولی لیزوزوم اولیه و سه تای بعدی لیزوزوم ثانویه خوانده می‌شوند.

لیزوزوم اولیه

اندامکهای تک غشایی با ماده زمینه‌ای متراکم دارای آنزیم‌های هیدرولازی هستند که از بخش دور یا ترانس دستگاه گلژی مشتق شده ولی هنوز فعالیت آنزیمی خود را آغاز نکرده‌اند. لیزوزوم اولیه را پروتولیزوزوم نیز می‌گویند.

 

لیزوزوم ثانویه

  • هتروفاگوزوم: که به نامهای هترولیزوزوم ، فاگولیزوزوم ، واکوئلهای هیدروفاژی یا واکوئلهای دگرخواری نیز نامیده می‌شوند. این لیزوزومها از تلفیق لیزوزومهای اولیه با وزیکولهای حاوی مواد برون سلولی مانند حفره‌های فاگوسیتوزی یا پینوسیتوزی یا اندوزوم ثانویه تشکیل می‌شوند. سپس مواد برون سلولی یا بیگانه بوسیله آنزیمهای هیدرولیزی لیزوزوم اولیه حذف می‌شود. برخی باکتریها از جمله باکتری جذام از عمل دگرخواری مصون می‌ماند و به خوبی در لیزوزوم‌ها زنده می‌ماند.

  • اتوفاگوزوم: که به نامهای لیزوزومهای اتوفاژیک ، اتولیزوزوم ، واکوئل خودخوار و سیتولیزوزوم نیز خوانده می‌شود. این نوع از لیزوزومها از تلفیق لیزوزومهای اولیه با واکوئل‌های حاوی مواد سلولی مانند میتوکندری ، میکروبادی‌ها و اندامک‌های پیر و فرسوده ایجاد می‌شوند. گاهی قطعاتی از شبکه آندوپلاسمی ، بخشی از سیتوپلاسم سلول را احاطه کرده ، با لیزوزوم اولیه ادغام می‌شود و به لیزوزوم ثانویه که همان اتوفاگوزوم است تبدیل می‌شود و آنزیمهای آن مواد را تجزیه و هضم می‌کنند. تشکیل این لیزوزومها برای مبارزه با فقر غذایی ، انجام تمایزهای ویژه مانند حذف برخی اندامک‌ها ، حذف محتویات سلول برای تشکیل آوندهای چوبی و یا حذف بخشهای اضافی مانند حذف مجرای مولر در پرندگان ، تحلیل رفتن دم در دوزیستان در هنگام دگردیسی صورت می‌گیرد.

  • اجسام باقیمانده یا لیزوزوم کرینوفاژی: چنانچه عمل گوارش در لیزوزوم‌های ثانویه کامل نباشد، اجسام باقیمانده تشکیل می‌شود. لیزوزوم‌های حاوی این اجسام باقیمانده را جسم باقیمانده یا لیزوزوم کرینوفاژی نیز می‌نامند که دارای شکل نامنظم است. کرینوفاژی پدیده‌ای که حذف ترشحی را امکان پذیر می‌سازد.

  • اجسام متراکم یا تلولیزوزوم: برخی از مواد آندوسیتوزی و اگزوسیتوزی در برخی وزیکولهای گوارشی باقی می‌مانند و اجسام متراکم یا تلولیزوزوم را تشکیل می‌دهند و اغلب فعالیت هیدرولاری ندارند.

     

     

    نقشهای لیزوزوم

    • گوارش درون سلولی: مواد گوناگون به روش‌های فاگوسیتوزی و اتوفاژی به لیزوزوم‌ها می‌رسند. گوارش آنها توسط آنزیم‌های لیزوزومی درون لیزوزومها صورت می‌گیرد و مواد حاصل از گوارش با عبور از غشای لیزوزوم به سیتوزول می‌رسند و مسیر سوخت و ساز خود را می‌گذرانند.

    • گوارش برون سلولی: برای مثال سلولهای استخوان خوار (استئوکلاستها) که در مغز زرد استخوان قرار دارند با آزاد کردن هیدرولازهای لیزوزومی موجب تخریب سلولهای استخوانی می‌شوند.

    • دخالت در تمایز سلولی و از بین بردن اندامکها

    • دخالت در پدیده اتولیز و مبارزه با فقر غذایی

    • دخالت در ایمنی سلولها:لیزوزومها باکتریها و ویروسهای وارد شده به سلول را توسط آنزیمهای خود تخریب می‌کند و از بین می‌برد.
    • تجمع مواد سمی از جمله جیوه در لیزوزومها

    • لیزوزومهای گیاهی با داشتن آنزیم های مختلف از جمله آلفا آمیلاز ، نوکلئازها در گوارش درون سلولی و برون سلولی و فرآیندهای رشد و نمو دخالت دارند.


  • علت احساس دفع ادرار هنگام استرس

    چرا هنگام استرس مثلا هنگام امتحانات در دانش آموزان احساس دفع ادرار به وجود مي آيد؟

     

    * برای مشاهده پاسخ به ادامه مطلب بروید.

    ادامه نوشته